سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
614
تاريخ ايران ( فارسى )
چندان فاصله ندارد و ديگر گنجه از بلاد قفقاز كه از بناهاى قباد است و حاليه آن را اليزابتپول « 1 » مينامند . در هنگام مرگش با وجود شكستى كه در ميدان آخر خورده بود ايران در منتها درجهء عظمت و اقتدار بود . براى اخلافش قشونى باقى گذاشت كه در جنگهاى با روم و هياطله ورزيده شده و در فنون حربى كاركشته و مجرب و ماهر بودند . ارتباط بين چين و ايران در دورهء ساسانيان چينيان از انقراض اشكانى « 2 » و طلوع سلسلهء ساسانى بى خبر بودند ولى اين اولين دفعه است كه مىبينيم در يادداشتهاى آنها از دولتى موسوم به پوسز « 3 » يعنى ايران اسم برده شده است . ما در فصل سى و چهارم كتاب شرحى راجع بتاريخ چين ذكر نموديم و اينك دنبالهء همان بيان را كه ناتمام مانده بود گرفته ميگوئيم كه تزلزل و انحطاط يك سلسله سبب شد كه روابط و مناسبات بين چين و ايران زياده از دويست سال قطع شده تا در قرن پنجم در دورهء سلاطين توباوئى « 4 » كه در شمال چين از 386 تا 584 سلطنت كردهاند نمايندهء سياسى بايران فرستاده شده است ، پادشاه ايران هم در مقابل هيئتى را با چند زنجير فيل تربيت شده بعنوان هديه بدربار چين فرستاده است . هيئت مزبور از طرف خوتان توقيف شده ولى بعد ، از توقيف خارج شدهاند و رويهمرفته در حدود ده سفارت در اينميانه يعنى ما بين 455 و 531 ميلادى ردوبدل شده است . شرحى كه نمايندگان چينى راجع بايران ذكر كردهاند قابل بسى توجه و شايستهء ذكر مىباشد و اينك ما عين آن را در زير نقل ميكنيم : - پايتخت دولت پوسز يعنى ايران در سوهلى « 5 » ( تيسفون ) واقع است . . . و آن داراى صد هزار خانوار مىباشد . اين سرزمين نسبة مسطح و هموار است ، محصولات طبيعى آن عبارتست از - . طلا و نقره ، مرجان ، عنبر ، مرواريد اعلا ، اشياء زجاجى ، آبگينهآلات ، بلور ، الماس ، مس ، شنجرف ، جيوه يا زيبق . منجمله از كالاهاى آن حرير گلدار ، گلدوزى يا مليلهدوزى ، پنبه ، فرش قالى ، پردهء قلابدوزى ميباشند . . .
--> ( 1 ) - Elizabetpol . ( 2 ) - تذكار اينمطلب خالى از اهميت نيست كه در مائه پنجم ايالات و دولتهاى خرد چندى در رود سيحون سفلى وجود داشته كه آنها را آنسه يا پارت ميناميدند ( مؤلف ) . ( 3 ) - Posz . ( 4 ) - Toba wei . ( 5 ) - Sohli .